(ستـاره)

نمی دانی ســتاره ایـن دلم تنگ است

رخ تبـــدار مـن از غم چه بیــرنگ است

 

ســتاره آســمان ممــلو ز شـادیهاست

زمیـــن مـا اســــیر دیـو نیــــرنگ است

 

تـو آنجــــا غـرق دریـای صـــفا هسـتی

سراسر این زمین پر فتنه و جنگ است

 

اگـر از نـور عشــــق آنجـا فـروزان است

زمیـن در سلطه ابـری سـیه رنگ است

 

تـویی کـز سـاز آن مسـتانه می رقصی

به دینجا ساز عشق ما بد آهنگ است

 

تـو آن بالا نمی دانی کـه ایـن پـائیــــن

به جای دل میان سینه ها سنگ است

 

ســتاره با «رهــا» همدرد و همدل شو

رخـــش از مـاتم اینــــجا پـر آژنگ است

 

 

 
  
عزیزان نظر یادتون نره 

 


 

نوشته شده توسط بماند در شنبه بیست و دوم دی 1386 ساعت 13:49 موضوع | لینک ثابت